به ddddd12 خوش آمدید

معرفی بهترین ها = گل نرگس بیا

به ddddd12 خوش آمدید

معرفی بهترین ها = گل نرگس بیا

داستان ذوالقرنین

 

آیت الله نجم الدین مروجی طبسی، مدرس مرکز تخصصی مهدویت در برنامه "نشان صبح" به بررسی داستان ذوالقرنین و خروج یاجوج و ماجوج می پردازد.

علامه طباطبایی(ره) در جلد 13 بعد از اینکه روایاتی را در ارتباط با ذوالقرنین و یاجوج و ماجوج می آورد، می فرماید: بحث ذوالقرنین ریشه قرآنی و تاریخی دارد، اما قرآن متعرض اسم ایشان و متعرض زمان ولادت، حیات، نسب و سایر مشخصاتش نشده است. در قرآن فقط به سه سفر از سفرهای ذوالقرنین اشاره شده است.

یک سفر به مغرب، یک سفر به مشرق و یک سفر هم به سد که در آن سفر به انسان های سالم و ساده برخورد کرد. در این سفر شکایاتی به ایشان شد. از یاجوج و ماجوج که فساد می کنند. از ایشان کمک خواستند و گفتند: شما در مقابل اینها سدی بسازید و ما حاضریم به شما کمک کنیم. و به آنها گفت: بیش از اینکه توقع دارید من کمک خواهم کرد و کمک انسانی از آنها گرفت.

علامه می فرماید: این شخص قبل از اینکه آیات قرآن نازل شود، از قدیم معروف به ذوالقرنین بود و اسمش نیز همین بود، نکته دوم اینکه این شخص پایبند به شریعت بوده و متدین بوده است، نکته سوم اینکه ذوالقرنین جزء کسانی است که مصداق آیه خیر دنیا و خیر آخرت است. خیر دنیا اینکه شرق و غرب دستش بود. همه چیز در برابر او خاضع بود. عدل اقامه کرد. شرور را دفع کرد. خیرات را منتشر کرد. نکته چهارم اینکه با ظالمان درگیر شد و آنها را شکنجه داد و زمین گیر کرد، نکته پنجم اینکه این سد را بعد از سفر شرق و غرب ساخت.

از مشخصات این سد این است که اضاف بر اینکه جایی غیر از مشرق و مغرب است. بین دو کوه است و در ساخت آن از آهن مذاب استفاده شده است.

علامه می فرماید: در کتب قدما اشاره ای به این قصه نشده است. در مورد سد هم سخن به میان نیامده است ولی از ملوک یمنی اشعاری به جا مانده که در آن سخنی از ذوالقرنین آمده که سفر رفته و سد ساخته است.

برخی معتقدند این سد دیوار چین است و یکی از پادشاهان چین این دیوار را ساخته تا جلوی هجوم مغول را بگیرد، از سنگ ساخته شده. شروع بنایش 264 قبل از میلاد  است و بیست سال هم طول کشیده و این پادشاه چینی همان ذوالقرنین است.

باید توجه داشت آن اوصافی که در قرآن راجع به سد و ذوالقرنین آمده، منطبق بر این دیوار نیست. همچنین آن سد از آهن ذوب شده است و این دیوار از سنگ است و بین دو کوه نیست. بعضی گفتند این سد را پادشاه آشور 700 سال قبل از میلاد ساخت تا جلوی اقوامی که حمله می کردند را بگیرد.

مرحوم شهرستانی در کتاب روح المعانی می فرماید: ذوالقرنین از ملوک و صلحای یمن است. او مسلم، موحد و عادل بود. ارتش مسلحی داشت، رفت سمت مغرب و تمام کشورهای آن منطقه را اشغال کرد. وقتی به دریای مدیترانه رسید، سمت مشرق آمد. بعد از آن به طرف افریقا رفت. انجا قومی را دید که مورد ظلم واقع می شدند. اهل آن شهر از او خواستند سدی بسازد. چرا چون یمنی ها به سدسازی خبره بودند.

علامه طباطبایی(ره) بعد از اینکه حرف های مرحوم شهرستانی را نقل می کند، می فرماید: یاجوج و ماجوج امت بزرگی هستند. در شمال آسیا که در آخرالزمان خروج کرده و فساد می کنند.

برخی معتقدند: یاجوج و ماجوج همان قوم تاتار هستند که در قرن 7 به غرب آسیا هجوم آوردند، نسل کشی راه انداختند و کاری کردند که در طول تاریخ نمونه نداشت، این قوم اول حکومت چین را شکست داد. به ایران، عراق، ترکستان و قفقاز حمله کرده و همه مقاومت ها را شکست داد. بعد از فساد به شهر خودشان برگشتند، در بازگشت به روسیه و روم حمله کردند و از آنها مالیات گرفتند. این جریان را به سد تطبیق دادند.

علامه می گوید: براساس آیات قرآن یاجوج و ماجوج از پشت سد بیرون می آیند و الان پشت سد زندانی هستند تا زمانی که این سد است، راه خروج ندارند. تا اینکه وعده الهی برسد و این سد منهدم شود و فرو ریزد. پس با قوم تاتار نیز منطبق نیست.

بنابراین این سد که توانسته در همین دنیا پشت دو کوه این قوم را نگه دارد، کجاست؟ علامه می گوید: خدا عالم است. وضعیتی در آینده پیش می آید که هیچ چیز نمی تواند جلوی حرکت را بگیرد و این در واقع اشاره به پیشرفت هاست. زیرا در آینده از مدنیت و پیشرفت هیچ چیز جلوی بشر را نمی گیرد و همه در مقابل آن هیچ نیست.

این داستان اشاره به آینده دارد که امت ها به هم نزدیک می شوند، هیچ دیواری مانع آن نمی شود، پیشگویی هایی برای پیشرفت جوامع است. موید این سخن این است که هجوم یاجوج و ماجوج و سد را کنایه از این گرفتند که اشاره به پیشرفت هاست و حتی هجومی نیست.

همچنین آن دو کوهی که سد بین آن ساخته شده است. خود زیر خاک می رود و تاثیر خود را از دست می دهد، طبق این بیان ما روایاتی که درباره آینده جهان مطرح می کنیم، موید بیاناتی است که بعد از ظهور عدل، عدالت و امنیت تا قیام قیامت حاکم است.

می بینمت

میرسد روزی که بی چون و چرا می بینمت

میرسد روزی که ای شاه وفا می بینمت

عامل وصل من و تو ذوق بارانی بود

میرسد روزی که با حال بکا می بینمت

میرسد روزی که تکیه میدهی بر کعبه و

در کنار خانه ی امن خدا می بینمت

من امید وصل دیدار تو را دادم به دل

یوسف گمگشته ی خیرالنسا می بینمت

یابن طاها یابن یاسین یابن طور آقای من

شاه دین حبل المتین کهف الوری می بینمت

امپراطور زمین و آسمان بالانشین

در کنار سفره ی بیچاره ها می بینمت

در میان خلق و خوی آدمی شایسته ی

مهربانی های قلب مصطفی می بینمت

سجده های ناب طولانی برایت ارثیه ست

من تو را سجاد بر سجاده ها می بینمت

حجت اللهی و بس علم لدنی نزد توست

باقرالعلم بدون انتها می بینمت

مکتب شیعه نشان بیرقش دست شما

صادقی و صادق آل عبا می بینمت

کظم غیظ آدابی از رفتار هر روزت بود

در مقام بندگی آقا، رضا می بینمت

دست خالی آمدم ردم نکردی یا جواد

شاه جود و بخشش و اهل سخا می بینمت

گوشه چشمی کن شبی تاکه مسلمانم کنی

هادی بیگانگان و رهنما می بینمت

العجل الساعه و الغوث یابن العسگری

منجی زندانی دام بلا می بینمت

وعده ای داده ای و میدانم هرجا میشود

ذکر وخیر ساقی لب تشنه ها می بینمت

ماه پیروزی خون بر تیغ و تیر و نیزه ها

غرق حزن و ماتم و شور ونوا می بینمت

بانی غم های عاشورایی شیب الخضیب

هر شب ماه عزا در روضه ها می بینمت

پابه پای عمه جانت آمدی تا نینوا

زائر سرهای روی نیزه ها می بینمت

کودکی وصل فراق یار یادم داده است

بر دلم افتاده امشب یا ابا می بینمت

کار و باری با من عاصی نداری نازنین ؟

اربعین، صحن و سرای کربلا می بینمت

شعر: علیرضا خاکساری

http://serishabad.kowsarblog.ir/?p=122050&more=1&c=1&tb=1&pb=1

صدای تو

تقدیم میکنم سرو جان را ز فرط شوق 
گر بشنوم صدای تو یا صاحب الزمان 
صد مرحبا بر آن که گرفته است توشه ای 
از روی دلربای تو یا صاحب الزمان 
آری صفای مجمع سوته دلان همه
 می باشد از صفای تو یا صاحب الزمان 
والله بر تمام سلاطین روزگار 
دارد شرف گدای تو یا صاحب الزمان
 بیگانه است با همه بیگانگان 
شد هر که آشنای تو یا صاحب الزمان 
مشمول لطف حق نشود آن کسی که نیست 
مشمول او دعای تو یا صاحب الزمان
 از ارتکاب هر عملی قصد عاشقان 
اول بود رضای تو یا صاحب الزمان 
شکر خدا که با همه بی لیاقتی 
های ماست جای تو یا صاحب الزمان 
ما را برای روز جزا زاد و توشه ای 
نبود مگر ولای تو یا صاحب الزمان 
کی می شود به دیده ما جلوه گر شود
 رخسار حق نمای تو یا صاحب الزمان 
کی از کنار بیت خدا می شود بلند 
آن صوت جانفزای تو یا صاحب الزمان 
بر این مریض جان به لب از درد افتراق 
کی می رسد دوای تو یا صاحب الزمان 
خود واقفی که « ملتجی » ات در تمام عمر 
دارد به سر هوای تو یا صاحب الزمان
--------------
http://ya-ali110.persianblog.ir/page/1
------------

صفای ضمیر

     تو ای صفای ضمیرم چرا نمی آیی؟

                                           چرا بهانه نگیرم؟ چرا نمی آیی؟ 

      اگر حجاب ظهورت وجود تار من است

                                       خدا کند که بمیرم چرا نمی آیی؟ 

          تو امر کن سر خود را بدست می گیرم

                                          ببین چقدر دلیرم چرا نمی آیی؟

        میان خلقت من با گل تو رابطه ای است 

                                     من از تراب غدیرم، چرا نمی آیی؟ 

         هوای دیدن سرداب غیبتت دارم 

                                    به این رواق اسیرم، چرا نمی آیی؟

--------------

http://tamana1370.blogfa.com

--------------

بیدارباش

 ای خفته دل بیدارباش        آماده بهر کار باش 

برخیز وکن شوری بپا        خارج تو از پندارباش 

بگشای چشم جان ودل

                                 باجان جانان یارباش 

برخیز فرصت کوته است

                                 همت نما بیدارباش 

خم خانه ی میخانه ای

                            چون ساقیان خمّارباش 

تن را بنه جان را بگیر

                                 رو لایق دلدار باش 

عطار را دیدی توجان  

                          رو .رو .تو هم عطار باش 

از هفت شهر عاشقی

                             بگذر سنایی وار باش 

پرواز کن سیمرغ شو  

                                 برقلّه ی ایثار باش 

رو.رو برون از خویشتن    

                              حق را تودکاندارباش 

                  بازار عالم پر .ز.مکر

                   از کاهلی بیزار باش 

-----------------

از کتاب آتش مهر      اثر صدیقه اژ ه ای  


----------------   

http://sheidayeesfahani.parsiblog.com/Posts/1544